السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
264
جواهر البلاغة ( فارسى )
ريزش ابر با بخشش تو همانندى نداشت . ابر از شرم تب گرفته است پس ريزش آن ، عرق پديده تب است .
--> - و مانند او : لم يطلع البدر إلّا من تشوقه * إليك حتّى يوافى وجهك النضرا و لا تغيب إلّا عند خجلته * لمّا رآك فولّى عنك و استترا ماه تمام نيامد مگر به اشتياق تو تا اينكه چهره خرم تو را همراهى كند . و غروب نمىكند مگر هنگامى كه تو را ببيند و شرمنده شود آنگاه روى از تو برمىگرداند و پنهان مىگردد . و مانند سخن او : سألت الأرض لم كانت مصلىّ * و لم جعلت لنا طهرا و طيبا فقالت غير ناطقة لأنّى * حويت لكلّ انسان حبيبا از زمين پرسيدم : چرا نيايشگاه گشته است و براى ما پاك و پاكيزه شده ؟ با بىزبانى گفت : چون من براى هرانسانى دوستى را دربر گرفتم . و مانند سخن او : عيون تبر كأنّها سرقت * سواد أحداقها من الغسق فإن دجا ليلها بظلمته * ضممن من خوفها على السّرق چشمهاى زيبايى كه گويا سياهى حدقههايش را از تاريكى آغاز شب دزديده است . پس هرگاه شبش با تيرگى تاريك گردد آن چشمها از ترس غارت به هم گذاشته مىشوند . و مانند سخن او : ما زلزلت مصر من كيد يرادبها * و انّما رقصت من عدله طربا مصر از توطئهاى كه براى آن چيده مىشود نلرزيد ، تنها شادمانه از عدالت او رقصيد . و مانند سخن او : لا تنكر و اخفقان قلبى * و الحبيب لدىّ حاضر ما القلب إلّا داره * دقّت له فيها البشائر تپش قلب مرا انكار نكنيد با اينكه دوست پيش من است . دل نيست مگر خانهء او كه مژدهرسانها براى او در آن مىكوبند . ( در مىزنند ) و مانند سخن او : أرى بدر السّماء يلوح حينا * و يبدو ثمّ يلتحف السّحابا و ذاك لانّه لمّا تبدّى * و أبصر وجهك استحيا و غابا ماه تمام آسمان را مىنگرم كه گاه آشكار مىشود و گاه لحاف ابر را بر خويش مىكشد . براى اينكه هرگاه پيدا مىشود و به چهرهات مىنگرد شرم مىكند و پنهان مىگردد . و مانند سخن او : لما تؤذن الدّنيا به فى صروفها * يكون بكاء الطفل ساعة يولد چونكه دنيا رخدادهايش را به او اعلان مىكند نوزاد در هنگام تولّد مىگريد . و مانند سخن او : و لو لم تكن ساخطا لم اكن * أذمّ الزّمان و اشكو الخطوبا اگر تو خشمگين نبودى من زمان را نكوهش نمىكردم و از رويدادهاى سخت گلايه نداشتم . و مانند سخن او : قد طيّب الأفواه طيب ثنائه * من اجل ذا تجد الثغور عذابا بوى خوش ستايش او دهانها را خوشبو ساخته است از همين رو دندانهاى پيشين را دلپذير و گوارا مىيابى .